یک مشت مزخرفات...

همه تفکرات، توهمات، احساسات و کلا مزخرفاتی که توی فکرم و دلم وول می خوره...

۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه

برزخ





سردم این روزها سرد وو یخ زده و بی تفاوت،
بی تفاوت به تمامی بودن ها و همه رفتن ها و نبودن ها،
بی هیچ احساس دل تنگی از نبودن ها و دوری ها
و هیچ تپش قلبی از سر شوق برای دیدارها!
بی تفاوت و خاموش همچون سنگ
و قلبی که نه به درد در می آید و نه می شکند از هیچ چیزی و نه حتی دیگر هیچ اتفاقی سر ذوقش می آورد.
نه دوست می دارد و نه می خواهد که دوست داشته شود!

نه جهنم نه بهشتم! چنین است سرشتم!


92/5/7
سپیده

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند

<< صفحهٔ اصلی